خرید بک لینک
ای دِل ! از این جَهانِ دل xadآزار در گُذَروز تَنگنایِ گُنبَدِ دَوّار درگُذَرکارِ جَهان نَه لایِقِ اَهلِ بَصیرَت استفَرزانهxad وار از سَرِ این کار درگُذَردر بَحرِ غَم زِ حِرص چو غَوّاصِ شوخ xadچَشمغوطِه مَخور زِ گوهَرِ شَهوار درگُذَرگَر زَخمِ خار از پیِ گُل بایَدَت کشیدمَنگر به رنگ و بوی و زِ گُلزار درگُذَربر طورِ هِمَّت اَر نَدَهَندَت جَوابِ خوشتَرکِ سؤال گیر و زِ دیدار درگُذَرگر طاقِ نُه رَواقِ زَراَندودَت آرزوستزین طاق پا برون نِه و زین چار درگُذَردارِ غُرور نیست مَقامِ قَرارِ تومَنصوروار از سَرِ این دار درگُذَربا مار بَهرِ مُهرِه ، کَسی دوستی نکردبرکَن طَمَع زِ مُهرِه وز مار درگُذَرچون می xadتوان به گُلشَنِ روحانیان رسیدسَعیی نَما و زین رَهِ پُر خار درگُذَرصدبار گفتمَت که : نِه xadای مَردِ این مُقامچون صِدقِ من یَقینَت شد ، این بار درگُذَرابن xadیمین نشیمنِ قُدس است جایِ توز این آشیان چو « جَعفَرِ طَیّار » درگُذَردیوان ابن یمین فریومدی ، قطعۀ 402

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 13:35

[email protected]  

مطالبی در اینجا درج می شود که ؛

1ـ درباره یا پیرامون «فریومد/فرومد» باشد.  

2ـ جنبۀ (تاریخی،علمی،فرهنگی) داشته باشد.

3ـ کار علمی یا قابل توجّه از « فریومدیها/فرومدیها» باشد.

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 13:35

در مَدحِ علی ( ع )اي دل اَر خواهي گُذر بر گُلشنِ دارُالبَقاجَهد كُن كه xadاز پايِ خود بيرون كُني خارِ هواور نميxad خواهي xadكه پاي از راهِ حَقّ يك سو نَهيدست xadزَن در عُروۀ وُثقايِ شَرعِ مُصطَفيراهِ شَرعِ مُصطَفی از مُرتَضی جو ، زآنکه نیستشَهرِ علمِ مُصطَفی را ، دَر به غیرِ از مُرتَضیمُرتَضی را دان وَلیِّ اَهلِ ایمان تا اَبَدچون زِ دیوانِ اَبَد دارد مِثالِ « اِنّما »غیرِ او را کَس نزیبَد از « سَلونی » دَمxad زدنزآنکه او داناست ما فَوقَ « السَّمَوَاتِ الْعُلا »خَلعَتِ با زَیب و زیْنِ « اَنتَ مِنّی » کَس نیافتاز نَبیّ اِلّا علی که xadاو داشت فَرِّ اَنبیادر سَخا بود از دل و دَستَش خَجِل دریا و کوهاین سُخَن دارد مُصَدِّق هر که خوانَد « هَلْ أَتَى »بعد از او در راهِ دین گَر پیشوا خواهیxad گرفتبهتر از اولادِ مَعصومَش نیابی پیشواکیستند اولادِ او ؟ اَوّل حَسَن وآنگَه حُسَینآن که ایشان را نَبیّ فرمود اِمام و مُقتَدابندۀ این هر دو مَخدومیم در دیوانِ شَرعمیxad کنم ثابت به حُکمِ مُصطَفی ، این مُدَّعااز نَبی « مَن کُنتُ مَولاهُ » چو تَشریفِ علی استاز طَریقِ اِرثِشان ، بَس بَندگان باشیم مابعد از ایشان مُقتَدی سَجّاد وآنگَه باقِر استچون گُذَشتی جَعفر و موسی و سِبطِ او رِضاپس تَقی ، آنگَه نَقی ، آنگَه امامِ عَسكَریبعد از آن مَهدی ، که xadاز او گیرَد جَهان نور و صَفاکِردگارا ! جانِ پاکِ هر یکی ز این جَمع رااز کَرَم در صَدرِ فِردَوسِ بَرین دِه مُتّکابخشش ای دل ز این بُزرگان ، چون که هر یک بودهxad انددُرِّ دَریایِ فُتُوَّت ، گوهَرِ کانِ سَخاپیروی کُن گر نَجاتِ مُخلِصانَت آرزوستهر که را با خاندانِ عِصمَت آمد اِنتِمادر طَریقِ دین به هر کَس اِقتدا فَرهنگ نیستگر کُنی باری به مَعصومان کُن ای دل اِقتِداگرچه من که xadابنxad

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 16:21

فُرصت بود ، جُرأت نبود محمّد رضا اخوین سال 1364 ، اوج جنگ و کمبودها بود اما خاطرات شیرین و تلخ آن روزگار برایم هنوز هم زیباست ، در آن سال در کلاس سوم راهنمایی مدرسه حکمت فرومد با دوستان و همکلاسیهای خوب و دوست داشتنی درس می خواندیم ، روزی در زنگ تفریح من و تعدادی از بچّه ها ( فریدون حیدری ، جلال میراحمدی و چند نفر دیگر ) در کلاس بودیم و بیرون نرفته بودیم طبق معمول زنگهای تفریح مملو از شیطونیهای کودکانه و سر و صدا بود آن روز هم درکلاس بچّه ها مِن جمله همین

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 21:48

صفحه بندی